|
بسم الله الرحمن الرحيم
يكم. امامت، خورشيد حيات بخشى است(1)
كه شيعه با اعتقاد به آن گره خورده و راه خويش را در تاريخ
آغاز كرده و از اسلام خلفا و كج راههها و بى راههها جدا
نموده است. تولد، حيات، بالندگى و بقاى شيعه در گرو اين
حقيقتبزرگ قرآنى(2)
و يادگار سترگ پيامبر صلى الله عليه و آله است. رسول بزرگ
اسلام آنقدر كه بر اين امر عظيم سفارش مىفرمود، به هيچ
يك از امور ديگر سفارش نمىفرمود(3)
و آنقدر كه براى اين مهم از نخستين روزهاى دعوت علنى تا
آخرين لحظات عمر مبارك خويش، در بستر بيمارى گام بر مىداشت
و اقدام مىكرد، براى هيچ كار ديگرى اهتمام نمىورزيد و
زمينه سازى نمىكرد.
امامت، قلب تپنده شيعه و چراغ راه تشيع در گردبادهاى حوادث
و ايام است. امامت، رمز وحدت و ركن اساسى دين و سرمايه
عظيم تشيع است. امامت چراغ هدايت، كشتى نجات و امانتخدا
بر روى زمين است. مىتوان آن را پذيرفت و به عزت و فوز و
فلاح رسيد و مىتوان از آن چشم پوشيد و در ذلت، ضلالت و
تحير فردى و اجتماعى روزگار گذراند.(4)
دوم. در ميان امامان شيعه، امام دوازدهم از ويژگىها و
امتيازهاى خاصى برخوردار است. او تنها كسى است كه تمامى
جهان را از عدل و داد سرشار خواهد ساخت; همان گونه كه از
ظلم و بيداد پر شده است. او كسى است كه پيامبر صلى الله
عليه و آله و همه امامان، از ساليان دور، آمدن او را بشارت
مىدادند و با ياد او و دولت او، خود و شيعيان را آرامش مىبخشيدند.
او كسى است كه بينى تمامى گردنكشان را به خاك خواهد ماليد
و اسلام را فرا گير خواهد ساخت و بر جاى جاى اين عالم
گلبانگ (لا اله الا الله، محمد رسول الله) را طنين انداز
خواهد ساخت و بر اين كره خاكى حكومت واحد جهانى اسلام را
بنيان خواهد نهاد.
سوم. امامتخاستگاه انقلاب اسلامى
ايران است. رابطه امامتبا انقلاب، رابطه (والد) و (ما
ولد)(5)
و رابطه ريشه با برگ است. ريشه برگ را مىزايد و برگ ريشه
را نيرو مىبخشد. انقلاب ايران همچنان كه بر خاسته از
اعتقاد به امامت است، امروز زمينه ساز قيام و حكومت امام
مهدى عليه السلام است. نقش رهبرى پيامبر گونه امام راحل
رحمه الله و نقش عنصر معنويت و فقاهت و نيابت از سوى امام
زمان عليه السلام و در نتيجه ولايت پذيرى مردم در پيروزى
انقلاب، بر كسى پوشيده نيست.
در حقيقت، راز رهايى ايران از يوغ بيگانه و كارآمدى و بقاى
نظام، باز شدن گرههاى كور در لحظات سرنوشتساز در تمامى
سالهاى پس از انقلاب، از جنگ و صلح گرفته تا بسيارى از
تهاجمات و اغتشاشات و براندازىها، در گرو حمايت از مقام
منيع ولايت است. به ياد دارم در يكى از سفرهاى حج، در
گفتوگويى كه با يكى از متفكران مصرى در مسجد النبى صلى
الله عليه و آله داشتم، وى با اشاره به همين نكته، مىگفت:
رمز اساسى پيروزى شما رهبرى امام خمينى رحمه الله است و
اگر ما هم از چنين رهبرى برخوردار بوديم، در مصر انقلاب مىكرديم.
و من افزودم: آرى، اگر مردم ما و اعتقادات ما را هم مىداشتيد!
چهارم. با ولى بودن آثارى دارد و پشت كردن به او غرامتى.
كسى كه با امام نور نباشد، گرفتار امام نار مىشود و اين،
سنتى است الاهى. به شهادت قرآن، كسانى كه از موسى عليه
السلام بريدند و پس از رؤيت آن همه معجزه و رهايى از چنگال
فرعون و حاكميتبر سرنوشتخود; (و جعلكم ملوكا) ، در برابر
تنها خواسته او بهانه آوردند و عذر تراشيدند و در حقيقت از
پذيرش ولايت او سر باز زدند و با نيشخند و تمسخر گفتند:
(فاذهب انت وربك فقاتلا انا هيهنا قاعدون)، به محروميت;
(محرمة عليهم) و حيرت و سرگردانى; (يتيهون فى الارض) گرفتار
شدند و اين سنتخداست.
امام حسين عليه السلام هم در صحراى تفتيده كربلا همين سنت
الاهى را فرياد مىكرد و هشدار داد كه اگر به امام نور پشت
كنيد، اسير امام نار مىشويد و بر شما كسانى حاكم خواهند
شد (حجاجها) كه پست و زبونتان خواهند ساخت. فاطمه عليها
السلام هم مىفرمود: با على عليه السلام بودن همه چيز است
و بى على عليه السلام بودن هيچ; يعنى پذيرش حاكميت معاويه،
يزيد، خلفاى عباسى، صدام و... .
پنجم. هر متاعى به مقدار اهميتش در معرض خطر و هجمه بيشترى
است. امروز ولايت تنها سد استوارى است كه فرا روى تمامى
قدرتها ايستاده است. از اينرو شياطين همه توان خود را،
در داخل و خارج، به مقابله و رويارويى با آن فرا خواندهاند
و از هيچ كارى و به راستى از هيچ كارى دريغ ندارند; از
شايعات بىاساس گرفته تا ايجاد شبهات و تفكيك ولايت فقهى و
علمى، تا انكار تولد امام مهدى عليه السلام، تا راه اندازى
بوقهاى مزدور (راديو بهاييت)، تا تصويب بودجههاى بيست
ميليون دلارى و... .
اين نوع هجومهاى خشن، به عمد يا به
غير عمد، در رسانههاى داخل و خارج، آدمى را به اين فكر مىاندازد
كه طرحى هماهنگ و منسجم در دست اجرا است; به گونهاى كه هر
يك ديگرى را كامل مىكند. البته اين هجمه، تاريخى كهن در
اسلام و ايران دارد. قدرت امامت تا آنجا است كه به اعتراف
دشمن، شيعه با كربلا و ياد حسين عليه السلام انقلاب مىكند
و با انتظار و نام امام مهدى عليه السلام آن را حفظ مىكند
(نگاه سرخ و نگاه سبز).(6)
ايجاد برخى از فرقههاى انحرافى چون بهائيت، سوغات
استعمارگر پير در خاموش كردن همين آتشفشان مهدويت است.
ششم. در برابر هجومهاى خشن و وحشيانهاى
كه در قالبهاى نو و كهنه عرضه مىشود، بايد به ابزار روز
مسلح شد كه چشم در برابر چشم و گوش در برابر گوش.(7)
با توجه به اهميت مقوله مهدويت و نقش آن در اعتقاد مردم و
حفظ و رشد و بالندگى نظام، بايد به بسط فرهنگ مهدويتبا
استفاده از همه فرصتها و ظرفيتهاى جامعه، با بهرهورى از
راه كارهاى مناسب و ارائه عرصههاى جديد پژوهش، پرداخت
همان گونه كه بايد به جلوگيرى از سوء استفادهها و آسيب
شناسى آن نيز پرداخت تا از نفوذ افكار مسموم پيشگيرى كرد.
اين رسالت رسالتى همگانى است و در انحصار هيچ گروه و
سازمان خاصى نيست و اگر گروهى عهده دار آن مىشود تا اين
امر خطير را سامان بخشد، تكليف را از دوش ديگران بر نمىدارد،
بلكه وظيفه همكارى را هم بر تكليف پيشين آنان مىافزايد.
بايد اين گوهر گرانبها و اين آتشفشان مهدويت هر دم
افروختهتر گردد و اين ميسور نيست، مگر با يك بسيج همگانى
و مديريتى متمركز و تربيت نيروهاى متخصص و مبلغ. بايد
مربيانى كارآ، روزآمد و وارسته از حوزويان و دانشگاهيان
تربيت كرد و در عرصه آموزش، پژوهش، هنر و ادبيات، كارى جدى
كرد و طرحى نو درانداخت. ناگفته نماند كه كارهاى بزرگ به
همان اندازه كه مهم و سترگند; از حساسيت و شكنندگى خاصى هم
برخوردارند. كارهايى از اين نوع، سرعت و دقت را با هم مىطلبد.
هفتم. چنان كه غيبت امام زمان عليه السلام صغرا و كبرا
دارد، ظهور آن حضرت هم مىتواند صغرا و كبرا داشته باشد و
انقلاب اسلامى ايران را مىتوان نماد ظهور صغرا و زمينه
ساز ظهور خود آن امام همام دانست. پيش از انقلاب اسلامى
ايران پذيرش يك حكومت دينى و فراگير به رهبرى امام عصر
عليه السلام براى بسيارى بعيد مىنمود; اما امروز اين مهم
هيچ دور از واقع نيست. از اين رو مىتوان انقلاب اسلامى
ايران را مظهر ظهور صغرا و بسترى براى تحقق و اتصال به
قيام كبراى آن حضرت دانست; ان شاء الله.
اين عصر همان گونه كه بشارتهايى دارد، تكاليف و وظايفى را
هم با خود در پى دارد; وظايفى بيشتر و سنگينتر از آن چه
در گذشته بود. با حاكميت دين در ايران و تشكيل حكومت دينى،
عرصههاى جديدى رخ مىنمايد كه كارى بس جدى را مىطلبد.
هشتم. چنانچه به اشاره گذشت كارهاى بزرگ، بسيجى همگانى با
مديريتى واحد، جامع و فراجناحى مىطلبد. بدون يك مركزيت و
مديريت توانمند، با بازوهاى مشورتى و كارآمد از دلسوزان و
مديران ارشد نظام، گسترش فرهنگ مهدويت در داخل و خارج ممكن
نيست. اين مديريت، بايد با استفاده از تمامى امكانات و
ابزارهاى موجود و با اتخاذ راه كارهاى مناسب، به گسترش
فرهنگ مهدويت و تربيت نيرو و پاسخ گويى به نيازها و
سؤالها و شبههها و حمايت از گروههاى فعال اين عرصه بپردازد.
اين مركز با اهداف و برنامه ريزى دقيق و روشن كردن راه
كارها و اولويتها و طرح عرصههاى جديد پژوهشى، مىتواند گامهاى
بلند و مؤثرى در اين زمينه بردارد. آنچه در ذيل مىآيد
طرحى است پيشنهادى و گامى است در مسير، تا چه قبول افتد و
چه در نظر آيد.
اهداف
1. گسترش و تعميق فرهنگ مهدويت در داخل و خارج;
2. بسيج افراد و نهادهاى جامعه و استفاده از تمامى ظرفيتها،
امكانات، ابزارهاى موجود (سخنرانى، مداحى، كتاب، مطبوعات،
ادبيات و هنر و ...) در جهت تبيين و تعميق هر چه بيشتر
فرهنگ مهدويت;
3. پاسخ به نيازهاى فكرى و اعتقادى گروههاى مختلف جامعه،
به ويژه نسل جوان و دانشگاهيان;
4. پاسخگويى به شبهات و مقابله با افكار و تبليغات
انحرافى و خرافى درباره مهدويت;
5. تربيت متخصصان و مبلغان ورزيده;
6. شناسايى، ساماندهى و اطلاعرسانى نهادها و افرادى كه در
مقوله مهدويت تلاش مىكنند.
امكانات
مساجد، مهديهها و تكايا و جلسات محلى، صدا و سيما،
مطبوعات، كتابهاى درسى، حوزهها، آموزش و پرورش، دانشگاهها،
اينترنت، همايشها، زمينهها و كمكهاى مردمى، سخنرانان،
مداحان و... .
راهكاره(8)
1. ايجاد مركزى فرهنگى (آموزشى، پژوهشى، تبليغى) با
مديريتى واحد و شورايى متشكل از نماينده رهبرى، نخبگان و
فرهيختگان، برخى از مديران نظام كه به گونهاى با اين امر
مرتبطند (حوزه علميه، سازمان تبليغات، سازمان فرهنگ و
ارتباطات، آموزش و پرورش، وزارت ارشاد، صدا و سيما، نهاد
رهبرى در دانشگاهها، امور مساجد، عقيدتى سپاه و ارتش و
...) ;
2. ايجاد دانشكدههاى مستقل يا گرايشهاى تخصصى در برخى
رشتههاى مناسب دانشگاهى و تاسيس مراكز آموزشى تخصصى در
حوزههاى خواهران و برادران;
3. جذب و تربيت مربيان مهدويت از ميان طلاب، دانشجويان و
معلمان در دورههاى آموزشى ويژه يا بلند مدت، جهت اداره
جلسات محلى و سخنرانى در سطح دبيرستانها، مساجد، مهديهها
و مراكز مورد نياز;
4. فعال كردن صدا و سيما در رابطه با فرهنگ مهدويت و تهيه
برنامههاى آموزشى - علمى (به صورت مستمر و منظم با
استفاده از اساتيد مجرب) و هنرى (فيلم، نمايشنامه و ...)
جهت پخش در سطح داخل و خارج;
5. اولويتبخشيدن به كارهاى فرهنگى ويژهحضرت در تمامى
مراكز و معاونتهاى فرهنگى و اماكنى كه متعلق به آن حضرت
است; به ويژه مسجد مقدس جمكران;
6. تشويق و حمايت از كارهاى ادبى و هنرى ويژه حضرت. (داستان،
شعر، فيلم داستانى و مستند، نمايش نامه، طراحى، نقاشى،
سرود و...) 7. راه اندازى يك شبكه اينترنتى فعال و ارتباط
با مؤسسات علمى - پژوهشى ويژه حضرت در داخل و خارج;
8. برپايى همايشها و نشستهاى علمى در سطح داخلى و خارجى;
9. حمايت از تشكلهاى مردمى، كه در جهت گسترش فرهنگ مهدويت
تلاش مىكنند;
10. ترويج و احياى دعاى ندبه در مساجد و مهديهها به شكل
مناسب;
11. بررسى كارشناسانه كتابهاى درسى، دانشگاهى و حوزوى و
اصلاح آنها در زمينه فرهنگ مهدويت;
12. برقرارى جلسات هفتگى يا ماهيانه در سطح شهرها و
محلهها به وسيله مربيان و مبلغان ويژه آن حضرت;
13. تهيه مجلات و كتابهاى ويژه حضرت براى سطوح مختلف،
بخصوص نسل جوان.
14. ترجمه كتابها و مقالات مناسب در فرهنگ مهدويت از
فارسى به زبانهاى زنده دنيا و بالعكس;
15. برگزارى همايش برترينهاى مهدويت (كتاب، مجله، مقاله،
فيلم، نمايشنامه، طراحى، نقاشى، خطاطى، سرود و ...) ;
16.ايجاد كتابخانههاى مستقل فرهنگ مهدويتيا اختصاص بخشى
از كتابخانهها به كتابهاى ويژه آن حضرت;
17. ايجاد مركزى جهت پاسخگويى به سؤالات و شبهات مهدويت
(مكتوب و شفاهى) ;
18. غنى سازى و جهتدهى اشعار و مداحىها در مورد آن حضرت;
19. به اقتراح گذاشتن برخى مباحث مهم و اساسى در مقوله
مهدويت، در سطح داخلى و خارجى و اعطاى جوايز ويژه;
20. برگزارى مسابقات كتابخوانى در سطوح مختلف جامعه;
21. ايجاد كانونهايى با نام پيشنهادى (انتظار) در حوزهها،
دانشگاهها، مدارس، مساجد و مراكز عقيدتى;
عرصههاى پژوهش
يار صفحه
(1)
الامام كالشمس (امام رضا عليه السلام) ; كافى، ج
1، ص 200; تحفالعقول، ص438.
(3)
ولم
يناد بشىء ما نودى بالولاية (امام باقر عليه
السلام) ; وسايلالشيعة، ج1، ص10، ح10.
(4)
مائده،
25; خطبه امام حسين عليه السلام در روز عاشورا و
بخشى از خطبه حضرت زهرا عليها السلام در مسجد
مدينه.
(5)
و
والد وما ولد بلد، 3.
(6)
ر.ك:
گفت و گو با دكتر حسن بلخارى، مجله موعود، شمارههاى
25 و 26.
(7)
ان
النفس بالنفس و العين بالعين و الانف بالانف و
الاذن بالاذن...; مائده، 45.
(8)
راهكارها
و اولويتها، برخاسته از بررسى فرصتها و تهديدهاى
موجود در جامعه و جهان و اتخاذ راهبردهاى مناسب
است.
|