|
اشاره:
دربارهى ولادت حضرت بقية الله عليه السلام دوگونه شبهه
شده است . برخى گفتهاند، آن حضرت به دنيا نيامده است و
چنين شخصى به دنيا هم نخواهد آمد . از ديد اينان، (ظهور
منجى) يك ايدهى محقق ناشدنى است.
بعضى ديگر گفتهاند، آن حضرت، هنوز متولد نشده است و در
آينده، به دنيا خواهد آمد.
اين نوشتار، به هر دو شبهه، از طريق تواتر احاديث مهدوى و
حساب احتمالات، پاسخ داده است.
آنگاه كه هستى آفرين گل آدمى بسرشت و فرزندان آدم بر زمين
منزل گزيدند تبار او با گذشت روزگار رو به فزونى نهاد اما
در اين ميان ايزد دادار نيكان و پاكان خود را از بين همين
مردمان برگزيد تا دستگير خلقش بوده و آنان رهنمونگر راه
هدايتباشند كه از ميان اين نيك مردان گل سر سبد هستى را
به عنوان آخرين هدايتگر خود بر مردمان قرار داد كه سلسله
جنبان راه هدايت تا هميشه روزگار باشد . پس از افول زندگانى
پر از نور آن چراغ هدايت مشعل راه نجات به دستسكان داران
كشتى نجات سپرده شد، دوازده ستاره پر فروغ كه به نوبت در
ظلمات نمايانگر راه نجات و هدايت و سيراب گر تشنگان معرفتبودند،
افسوس كه شب پرهها را تاب نورافشانى خورشيد نبود و هر از
چند گاهى چراغى را خاموش كرده تا دوازدهمين نور روشنگر
خدايى به خواست پروردگار در پس ابر نهان شد تا تشنگان را
بر او چنان نياز افتد كه چون ماهى بيرون افتاده از آب براى
وصالش بى تاب و بىقرار شوند . و مشتاقانه چشم بر پديدار
شدن او داشته باشند تا به راستى و پاكى او را يارى كرده و
گردن طاعتبر او فرو آورند.
خداوند تبارك و تعالى در قرآن كريم مىفرمايد:
(يريدون ليطفؤوا نورالله بافواههم
والله متم نوره و لو كره الكافرون)(1)
از زوايا و ابعاد گوناگونى مىتوان به مقولهى مهدويت نگريست
. مسئلهى ولادت حضرت مهدى عليه السلام يكى از آن جهات است
كه در اين نوشتار، در صدد اثبات آن و پاسخ به شبهات مطرح
شده در اين باره هستيم.
انواع شبهه دربارهى ولادت حضرت عليه السلام
دربارهى ولادت حضرت مهدى عليه السلام از دو جهتشبهه وارد
شده است:
1- عدهاى اين گونه شبهه كردهاند كه منجى موعود، پا به
عرصه گيتى نگذاشته و به دنيا هم نخواهد آمد و پديدار شدن
يك منجى در آينده و اصلاح عالم به دست او، قابل پذيرش نيست
و چنين ايدهاى محقق نمىشود .
2- عدهاى، اساس ايدهى مهدويت را فى الجمله پذيرفتهاند،
ولى بر اين عقيدهاند كه امام مهدى عليه السلام هنوز متولد
نشده و آن هنگام كه مصلحى پديدار شود تا اساس ظلم به دستاناش
برچيده شود، ايدهى موعود، محقق مىشود .
شبهه يكم - شبهه در اصل مهدى باورى
همهى مسلمانان، بر بطلان چنين شبههاى، وحدت نظر دارند و
اماميه و غير اماميه، بر ظهور مردى در آخر الزمان كه اصلاح
عالم را به ارمغان آورد، متفق هستند .
آيات و مجموعهى زيادى از روايات نيز بر اين مسئله، تصريح
دارند .
آيات
پنجيا شش آيه، در اصل اعتقاد به
مهدويت ظهور دارد و نيازى به تفسير از جانب اهلبيت عليهم
السلام نيست.(2)
در اين جا، به بعضى از آنها اشاره مىكنيم:
(يريدون ليطفؤوا نور الله بافواههم والله متم نوره);
مىخواهند نور خدا را با دهانشان خاموش كنند و حال آن كه
و خداوند، نور خود (اسلام) را تمام مىكند .
اين بخش از آيه، پيامى از جانب خداوند هستى بخش است كه نور
خود را بر سر تا سر اين كرهى خاكى مىگستراند . مصداق اين
بشارت، تا حال، واقعيت نيافته و از آن جا كه امكان ندارد،
خداوند خبر خلاف واقع دهد، بايد روزى اين نويد و بشارت
صورت پذيرد . و تحقق آن، تنها، به دست امام مهدى عليه
السلام است: بنابراين، اين آيه، بدون نياز به تفسير روايى،
به مطلب تصريح دارد.
(و لقد كتبنا في الزبور من بعد الذكر ان الارض يرثها عبادى
الصالحون);
يقينا، بعد از ذكر، در زبور نوشتيم كه بندگان صالح، زمين
را به ارث مىبرند.
مراد از ارض، تمام زمين بوده و بندگان صالح، تا حال، وارث
همهى زمين نشدهاند . پس بايسته است كه اين واقعيت، در
آينده، تحقق يابد و وقوع اين (مشيت) جز به دست مهدى منتظر
عليه السلام، محتمل نيست.
اين آيات و ساير آيات، بر اصل مهدى باورى دلالت دارند.
گفتنى است كه اين آيات، بر تولد امام مهدى عليه السلام و
پنهان بودن ايشان از ديدگان، دلالتى ندارند، بلكه تنها
تصريح دارند كه اين نويد و بشارت، روزى واقعيت يافته و
بندگان صالح، وارث تمام زمين مىشوند; زيرا، اين نويد با
تولد منجى مصلح در آينده نيز مىسازد.
روايات
احاديث پر شمارى در بارهى اصل ايدهى مهدويت و وقوع اين
ارمغان و اميد، موجود است، هر چند بر تولد امام مهدى عليه
السلام دلالتى ندارند.
اين روايات، مورد پذيرش اهل سنت نيز واقع شدهاند . آنان،
با توجه به اين روايات دربارهى حضرت مهدى موعود عليه
السلام و ظهور شخصى در آينده به اين نام، كتابها نوشتهاند
. ما، بيش از سى كتاب از آنان را گرد آوردهايم.
اينك، به دو روايت از آن روايات، اشاره مىكنيم .
1- پيامبر اكرم فرمودند:
(لا تذهب الدنيا حتى يملك العرب رجل من
اهل بيتي يواطىء اسمه اسمى)(3)
2- پيامبر صلى الله عليه و آله وسلم فرمود:
(لاتقوم الساعة حتى تملا الارض ظلما و
جورا و عدوانا ثم يخرج من اهلبيتي من يملاها قسطا و عدلا
كما ملئت ظلما و جورا).(4)
و(5)
از جمله مهدى باوران غير شيعى، مىتوان
از ابن تيميه و ابن حجر(6)
و عبدالعزيز بن باز نام برد . بن باز (مفتى اعظم عربستان)،
در مجلهى الجامعة يادآور مىشود كه اعتقاد به امام مهدى
عليه السلام و روايات آن، صحيح بوده و شايسته نيست چنين
انديشهاى انكار شود.
شبههى دوم: ترديد در ولادت.
ممكن است كسى بگويد: (ما، اصل اعتقاد به امام مهدى عليه
السلام و پديدار شدن موعودى در آينده را مىپذيريم ولى
لازم نيست اين موعود، همان امام مهدى عليه السلام باشد كه
تولد يافته و از ديدگان پنهان است.
چه بسا، آن مهدى منتظر، در آينده، پا به گيتى گذاشته و
غيبتى در كار نباشد . پس وقوع ولادت حضرت، چه گونه ثابت مىشود؟).
هدف از اين نوشتار، اثبات ولادت حضرت است . براى اثبات آن،
تلاش مىشود كه ولادت امام مهدى عليه السلام از طريق تواتر
و حساب احتمالات ثابتشود.
چهار قضيهى مهم
به عنوان مقدمه، ابتدا، چهار قضيهى مهم را تبيين مىكنيم
.
قضيهى يكم
براى اثبات هر مسئلهاى، دو راه وجود دارد: 1- تواتر; 2-
حساب احتمالات .
تواتر
تواتر، بدين معنا است كه انبوه زيادى از راويان، از يك
مسئله خبر دهند، به گونهاى كه احتمال اجتماع و تبانى
آنها بر كذب، محال باشد . اگر دويستيا سيصد تن كه در
مواقف و مواطن مختلفى به سر مىبرند، روايتى نقل كنند،
وقوع توافق آنان بر كذب، ممكن نيست . چنين خبرى را خبر
متواتر مىگويند .
حساب احتمالات
اگر يك يا چند نفر، خبرى را حكايت كنند، اين خبر، متواتر
نيست، ولى اگر به انحاى مختلف، شواهدى به آن ضميمه شود، بر
طبق حساب احتمالات، به سبب آن قرائن، قطع حاصل مىشود .
به عنوان مثال، شخصى، به بيمارى صعب العلاجى دچار شده است
و فردى به ما پيام مىرساند كه (ايشان، شفا يافته است). با
اين خبر، تا سى در صد، احتمال بهبود مريض حاصل مىشود، ولى
اگر شواهد و قرائنى به آن ضميمه شود، ارزش احتمال، از سى
در صد به چهل يا پنجاه درصد يا . . . مىرسد. اين قرينه،
مىتواند اين باشد كه مثلا او، ديگر از دوا استفاده
نمىكند و يا اين كه شاد و خندان است و . . .
اين خبر، در حقيقت، خبر متواتر نيست، ولى به سبب حساب
احتمال و ضميمه كردن قرائن، ارزش احتمال، قوت گرفته و يقين
حاصل مىشود.
قضيهى دوم - وثاقت و عدالت راوى
در خبر متواتر، عادل بودن و وثاقت راوى، ضرورى نيست . حال
اگر يك يا چند نفر حكايتى نقل كنند، حجيت اين خبر، مشروط
به عدالت راوى است، ولى اگر صد يا دويستيا سيصد تن، قضيهاى
را حكايت كنند، لازم نيست كه راويان عادل باشند; زيرا، خبر
متواتر، به دليل كثرت راويان، افادهى يقين كرده است و بعد
از حصول قطع، هدف و مقصودى ديگر باقى نمىماند . ما، عدالت
را براى به دست آوردن يقين مىخواهيم، وقتى يقين حاصل شد،
شرط عدالت لزومى ندارد.
با عنايتبه اين مطالب، ترديد و ابهامآفرينى در روايات
دلالت كننده بر ولادت امام مهدى عليه السلام و مسائل مرتبط
با حضرت، شايسته نيست و نمىتوان گفت: (سند اين روايت،
ضعيف است) و يا (راويان، مجهول هستند) و يا . . .
آرى، اگر تعداد روايات، محدود بود، اين خدشهها وارد است،
اما از آن جا كه احاديث دربارهى حضرت مهدى عليه السلام
متواتر و مستفيض است، نبايد در آنها مناقشه كرد.
قضيهى سوم - قدر مشترك اين احاديث
ممكن است مجموعهاى از روايات، در خصوصيات و تفاصيل، با هم
متفاوت باشند، ولى از يك زاويه، مدلول همهى آنها يكى
باشد . مثلا افراد بىشمارى، از بهبود مريضى خبر مىدهند،
ولى يكى از آنان از شفاى مريض در ساعتيك، و ديگرى از
بهبود او در ساعت دو، و سومى از بهبود مريض در ساعتسه خبر
مىدهد.
اگر چه خبر اين راويان، در جزئيات يكى نيستند، ولى همه، از
جهتبهبود مريض، متحد هستند كه در اين صورت، شفاى مريض،
براى ما ثابت مىشود; زيرا، هر يك از اين خبرها، در حقيقت،
دو خبر هستند: خبر نخست، شفاى مريض است و خبر دوم، زمان
شفاى او است . خوب مىنگريم، مىفهميم كه همهى آنان در
شفا يافتن فلان فرد، متفق هستند، هر چند در زمان آن اختلاف
دارند.
يار صفحه
(2)
ر . ك
تفاسير آيات ذيل: 1- قصص: 5; 2- نور: 55; 3- طه:
115; 4- لقمان: 20; 5- زخرف: 28; 6- آل عمران: 83;
7- حج: 41; 8- ممتحنه: 13; و . . .
(3)
مسند
احمد، ج 1، ص 377، ح 3563 .
(4)
مسند
احمد، ج 3، ص 36، ح 10920; كنزالعمال، ج 14، ص
271، ح 38691 .
(5)
از ديگر
روايات سنت نبوى مىتوان احاديث ذيل را ذكر كرد
الف) عن ابى نضرة عن ابى سعيد الخدري عن رسول
الله: يكون بعدى خليفة يحثى المال حثيا ولايعده
عدا .(مسند احمد: 3/48)
ب) عن ابى نضرة عن ابى سعيد الخدري، قال: قال رسول
الله: المهدى مني اجلى الجبهة اقنى الانف، يملاء
الارض قسطا و عدلا كما ملئت جورا و ظلما و يملك
سبع سنين .(مسند ابى داوود: 4/152)
ج) عن ابى الصديق الناجى عن ابى سعيد الخدرى ان
رسول الله قال: يخرج فى آخر امتي المهدى يسقيه
الله الغيث و تخرج الارض نباتها، و يعطى المال
صحاحا، و تكثر الحاشية و تعظم الامة، و يعيش سبعا
او ثمانيا يعنى حججا .(المستدرك على الصحيحين
4/557)
د) عن ابى سعيد الخدري عن رسول الله: لتملان الارض
ظلما و عدوانا ثم ليخرجن رجل من اهل بيتى يملاها
قسطا و عدلا كما ملئت ظلما و عدوانا .(ينابيع
الموده: 431)
ذ) عن ابى سعيد الخدرى عن رسول الله: فيجىء اليه
الرجل فيقول: يا مهدي اعطنى . قال: فيحثي له فى
ثوبه ما استطاع ان يحمله: (منتخب الاثر، ص 311، عن
مصابيح السنه .)
ر) عن ابى سعيد عن رسول الله: منا الذى يصلى عيسى
بن مريم خلفه .(الامام المهدى من الولادة الى
الظهور، على محمد على دخيل، 121 .)
همچنين ر . ك
- تحفة الاحوذى/الامام الحافظ ابى العلى محمد
عبدالرحمن بن عبدالرحيم، ج6، ص 484، باب 44، ما
جاء فى المهدى.
- عون المعبود فى شرح سنن ابى داوود/علامه ابى
الطيب محمد ثمن الحق العظيم آبادى، جزء 11، ص 361،
ح 4259 الى 4265 .
- الفتاوى الحديثة/شهاب الدين ابن حجر الهيتمى، ص
37، مطلب فى ذكر الهدى و بعض علامات الساعة .
- كنز العمال فى سنن الاقوال والافعال/علاء الدين
عليالمتقى، ج 14، ص 389، ح 38651 الى 38709 .
- المهدى المنتظر/ابوالفضل عبدالله بن محمد بن
الصديق الحسنى متوفى (1380 .)
- المصنف فى الاحاديث و الآثار/ابن ابى شيبة، ج
15، ص 196، ح 19484 به بعد .
- سنن ابن ماجة، ج 2/ص 29، باب خروج المهدى، ح
4082 الى 4088 .
- سنن ابى دائود، ج 4، ص 37، ح 4279 كتاب المهدى
تا 4285 .
- سنن الترمذى، ج 4، ص 43، باب ما جاء فى المهدى،
ح 2230- 2232 .
- المعجم الكبير/ابوالقاسم، سليمان بن احمد بن
ايوب بن نصير اللخمى الطبرانى،ج 10،ص 55، ح 10213-
10230.
(6)
الصواعق المحرقه، ص 249.
|