او متولد شده است/ آيت الله محمد باقر ايرواني - ترجمه بهروز محمدي

اشاره:

درباره‏ى ولادت حضرت بقية الله عليه السلام دوگونه شبهه شده است . برخى گفته‏اند، آن حضرت به دنيا نيامده است و چنين شخصى به دنيا هم نخواهد آمد . از ديد اينان، (ظهور منجى) يك ايده‏ى محقق ناشدنى است.

بعضى ديگر گفته‏اند، آن حضرت، هنوز متولد نشده است و در آينده، به دنيا خواهد آمد.

اين نوشتار، به هر دو شبهه، از طريق تواتر احاديث مهدوى و حساب احتمالات، پاسخ داده است.

آنگاه كه هستى آفرين گل آدمى بسرشت و فرزندان آدم بر زمين منزل گزيدند تبار او با گذشت روزگار رو به فزونى نهاد اما در اين ميان ايزد دادار نيكان و پاكان خود را از بين همين مردمان برگزيد تا دستگير خلقش بوده و آنان رهنمون‏گر راه هدايت‏باشند كه از ميان اين نيك مردان گل سر سبد هستى را به عنوان آخرين هدايتگر خود بر مردمان قرار داد كه سلسله جنبان راه هدايت تا هميشه روزگار باشد . پس از افول زندگانى پر از نور آن چراغ هدايت مشعل راه نجات به دست‏سكان داران كشتى نجات سپرده شد، دوازده ستاره پر فروغ كه به نوبت در ظلمات نمايانگر راه نجات و هدايت و سيراب گر تشنگان معرفت‏بودند، افسوس كه شب پره‏ها را تاب نورافشانى خورشيد نبود و هر از چند گاهى چراغى را خاموش كرده تا دوازدهمين نور روشنگر خدايى به خواست پروردگار در پس ابر نهان شد تا تشنگان را بر او چنان نياز افتد كه چون ماهى بيرون افتاده از آب براى وصالش بى تاب و بى‏قرار شوند . و مشتاقانه چشم بر پديدار شدن او داشته باشند تا به راستى و پاكى او را يارى كرده و گردن طاعت‏بر او فرو آورند.

خداوند تبارك و تعالى در قرآن كريم مى‏فرمايد:

(يريدون ليطفؤوا نورالله بافواههم والله متم نوره و لو كره الكافرون)(1)

از زوايا و ابعاد گوناگونى مى‏توان به مقوله‏ى مهدويت نگريست . مسئله‏ى ولادت حضرت مهدى عليه السلام يكى از آن جهات است كه در اين نوشتار، در صدد اثبات آن و پاسخ به شبهات مطرح شده در اين باره هستيم.

انواع شبهه درباره‏ى ولادت حضرت عليه السلام

درباره‏ى ولادت حضرت مهدى عليه السلام از دو جهت‏شبهه وارد شده است:

1- عده‏اى اين گونه شبهه كرده‏اند كه منجى موعود، پا به عرصه گيتى نگذاشته و به دنيا هم نخواهد آمد و پديدار شدن يك منجى در آينده و اصلاح عالم به دست او، قابل پذيرش نيست و چنين ايده‏اى محقق نمى‏شود .

2- عده‏اى، اساس ايده‏ى مهدويت را فى الجمله پذيرفته‏اند، ولى بر اين عقيده‏اند كه امام مهدى عليه السلام هنوز متولد نشده و آن هنگام كه مصلحى پديدار شود تا اساس ظلم به دستان‏اش برچيده شود، ايده‏ى موعود، محقق مى‏شود .

شبهه يكم - شبهه در اصل مهدى باورى

همه‏ى مسلمانان، بر بطلان چنين شبهه‏اى، وحدت نظر دارند و اماميه و غير اماميه، بر ظهور مردى در آخر الزمان كه اصلاح عالم را به ارمغان آورد، متفق هستند .

آيات و مجموعه‏ى زيادى از روايات نيز بر اين مسئله، تصريح دارند .

آيات

پنج‏يا شش آيه، در اصل اعتقاد به مهدويت ظهور دارد و نيازى به تفسير از جانب اهل‏بيت عليهم السلام نيست.(2) در اين جا، به بعضى از آن‏ها اشاره مى‏كنيم:

(يريدون ليطفؤوا نور الله بافواههم والله متم نوره‏);

مى‏خواهند نور خدا را با دهان‏شان خاموش كنند و حال آن كه و خداوند، نور خود (اسلام) را تمام مى‏كند .

اين بخش از آيه، پيامى از جانب خداوند هستى بخش است كه نور خود را بر سر تا سر اين كره‏ى خاكى مى‏گستراند . مصداق اين بشارت، تا حال، واقعيت نيافته و از آن جا كه امكان ندارد، خداوند خبر خلاف واقع دهد، بايد روزى اين نويد و بشارت صورت پذيرد . و تحقق آن، تنها، به دست امام مهدى عليه السلام است: بنابراين، اين آيه، بدون نياز به تفسير روايى، به مطلب تصريح دارد.

(و لقد كتبنا في الزبور من بعد الذكر ان الارض يرثها عبادى الصالحون‏);

يقينا، بعد از ذكر، در زبور نوشتيم كه بندگان صالح، زمين را به ارث مى‏برند.

مراد از ارض، تمام زمين بوده و بندگان صالح، تا حال، وارث همه‏ى زمين نشده‏اند . پس بايسته است كه اين واقعيت، در آينده، تحقق يابد و وقوع اين (مشيت) جز به دست مهدى منتظر عليه السلام، محتمل نيست.

اين آيات و ساير آيات، بر اصل مهدى باورى دلالت دارند.

گفتنى است كه اين آيات، بر تولد امام مهدى عليه السلام و پنهان بودن ايشان از ديدگان، دلالتى ندارند، بلكه تنها تصريح دارند كه اين نويد و بشارت، روزى واقعيت‏ يافته و بندگان صالح، وارث تمام زمين مى‏شوند; زيرا، اين نويد با تولد منجى مصلح در آينده نيز مى‏سازد.

روايات

احاديث پر شمارى در باره‏ى اصل ايده‏ى مهدويت و وقوع اين ارمغان و اميد، موجود است، هر چند بر تولد امام مهدى عليه السلام دلالتى ندارند.

اين روايات، مورد پذيرش اهل سنت نيز واقع شده‏اند . آنان، با توجه به اين روايات درباره‏ى حضرت مهدى موعود عليه السلام و ظهور شخصى در آينده به اين نام، كتاب‏ها نوشته‏اند . ما، بيش از سى كتاب از آنان را گرد آورده‏ايم.

اينك، به دو روايت از آن روايات، اشاره مى‏كنيم .

1- پيامبر اكرم فرمودند:

(لا تذهب الدنيا حتى يملك العرب رجل من اهل بيتي يواطى‏ء اسمه اسمى‏)(3)

2- پيامبر صلى الله عليه و آله وسلم فرمود:

(لاتقوم الساعة حتى تملا الارض ظلما و جورا و عدوانا ثم يخرج من اهل‏بيتي من يملاها قسطا و عدلا كما ملئت ظلما و جورا).(4) و(5)

از جمله مهدى باوران غير شيعى، مى‏توان از ابن تيميه و ابن حجر(6) و عبدالعزيز بن باز نام برد . بن باز (مفتى اعظم عربستان)، در مجله‏ى الجامعة يادآور مى‏شود كه اعتقاد به امام مهدى عليه السلام و روايات آن، صحيح بوده و شايسته نيست چنين انديشه‏اى انكار شود.

شبهه‏ى دوم: ترديد در ولادت.

ممكن است كسى بگويد: (ما، اصل اعتقاد به امام مهدى عليه السلام و پديدار شدن موعودى در آينده را مى‏پذيريم ولى لازم نيست اين موعود، همان امام مهدى عليه السلام باشد كه تولد يافته و از ديدگان پنهان است.

چه بسا، آن مهدى منتظر، در آينده، پا به گيتى گذاشته و غيبتى در كار نباشد . پس وقوع ولادت حضرت، چه گونه ثابت مى‏شود؟).

هدف از اين نوشتار، اثبات ولادت حضرت است . براى اثبات آن، تلاش مى‏شود كه ولادت امام مهدى عليه السلام از طريق تواتر و حساب احتمالات ثابت‏شود.

چهار قضيه‏ى مهم

به عنوان مقدمه، ابتدا، چهار قضيه‏ى مهم را تبيين مى‏كنيم .

قضيه‏ى يكم

براى اثبات هر مسئله‏اى، دو راه وجود دارد: 1- تواتر; 2- حساب احتمالات .

تواتر

تواتر، بدين معنا است كه انبوه زيادى از راويان، از يك مسئله خبر دهند، به گونه‏اى كه احتمال اجتماع و تبانى آن‏ها بر كذب، محال باشد . اگر دويست‏يا سيصد تن كه در مواقف و مواطن مختلفى به سر مى‏برند، روايتى نقل كنند، وقوع توافق آنان بر كذب، ممكن نيست . چنين خبرى را خبر متواتر مى‏گويند .

حساب احتمالات

اگر يك يا چند نفر، خبرى را حكايت كنند، اين خبر، متواتر نيست، ولى اگر به انحاى مختلف، شواهدى به آن ضميمه شود، بر طبق حساب احتمالات، به سبب آن قرائن، قطع حاصل مى‏شود .

به عنوان مثال، شخصى، به بيمارى صعب العلاجى دچار شده است و فردى به ما پيام مى‏رساند كه (ايشان، شفا يافته است). با اين خبر، تا سى در صد، احتمال بهبود مريض حاصل مى‏شود، ولى اگر شواهد و قرائنى به آن ضميمه شود، ارزش احتمال، از سى در صد به چهل يا پنجاه درصد يا . . . مى‏رسد. اين قرينه، مى‏تواند اين باشد كه مثلا او، ديگر از دوا استفاده نمى‏كند و يا اين كه شاد و خندان است و . . .

اين خبر، در حقيقت، خبر متواتر نيست، ولى به سبب حساب احتمال و ضميمه كردن قرائن، ارزش احتمال، قوت گرفته و يقين حاصل مى‏شود.

قضيه‏ى دوم - وثاقت و عدالت راوى

در خبر متواتر، عادل بودن و وثاقت راوى، ضرورى نيست . حال اگر يك يا چند نفر حكايتى نقل كنند، حجيت اين خبر، مشروط به عدالت راوى است، ولى اگر صد يا دويست‏يا سيصد تن، قضيه‏اى را حكايت كنند، لازم نيست كه راويان عادل باشند; زيرا، خبر متواتر، به دليل كثرت راويان، افاده‏ى يقين كرده است و بعد از حصول قطع، هدف و مقصودى ديگر باقى نمى‏ماند . ما، عدالت را براى به دست آوردن يقين مى‏خواهيم، وقتى يقين حاصل شد، شرط عدالت لزومى ندارد.

با عنايت‏به اين مطالب، ترديد و ابهام‏آفرينى در روايات دلالت كننده بر ولادت امام مهدى عليه السلام و مسائل مرتبط با حضرت، شايسته نيست و نمى‏توان گفت: (سند اين روايت، ضعيف است) و يا (راويان، مجهول هستند) و يا . . .

آرى، اگر تعداد روايات، محدود بود، اين خدشه‏ها وارد است، اما از آن جا كه احاديث درباره‏ى حضرت مهدى عليه السلام متواتر و مستفيض است، نبايد در آن‏ها مناقشه كرد.

قضيه‏ى سوم - قدر مشترك اين احاديث

ممكن است مجموعه‏اى از روايات، در خصوصيات و تفاصيل، با هم متفاوت باشند، ولى از يك زاويه، مدلول همه‏ى آن‏ها يكى باشد . مثلا افراد بى‏شمارى، از بهبود مريضى خبر مى‏دهند، ولى يكى از آنان از شفاى مريض در ساعت‏يك، و ديگرى از بهبود او در ساعت دو، و سومى از بهبود مريض در ساعت‏سه خبر مى‏دهد.

اگر چه خبر اين راويان، در جزئيات يكى نيستند، ولى همه، از جهت‏بهبود مريض، متحد هستند كه در اين صورت، شفاى مريض، براى ما ثابت مى‏شود; زيرا، هر يك از اين خبرها، در حقيقت، دو خبر هستند: خبر نخست، شفاى مريض است و خبر دوم، زمان شفاى او است . خوب مى‏نگريم، مى‏فهميم كه همه‏ى آنان در شفا يافتن فلان فرد، متفق هستند، هر چند در زمان آن اختلاف دارند.

   

 

 

 


يار صفحه


(1) الصف: 8.

(2) ر . ك تفاسير آيات ذيل: 1- قصص: 5; 2- نور: 55; 3- طه: 115; 4- لقمان: 20; 5- زخرف: 28; 6- آل عمران: 83; 7- حج: 41; 8- ممتحنه: 13; و . . .

(3) مسند احمد، ج 1، ص 377، ح 3563 .

(4) مسند احمد، ج 3، ص 36، ح 10920; كنزالعمال، ج 14، ص 271، ح 38691 .

(5) از ديگر روايات سنت نبوى مى‏توان احاديث ذيل را ذكر كرد

الف) عن ابى نضرة عن ابى سعيد الخدري عن رسول الله: يكون بعدى خليفة يحثى المال حثيا ولايعده عدا .(مسند احمد: 3/48)

ب) عن ابى نضرة عن ابى سعيد الخدري، قال: قال رسول الله: المهدى مني اجلى الجبهة اقنى الانف، يملاء الارض قسطا و عدلا كما ملئت جورا و ظلما و يملك سبع سنين .(مسند ابى داوود: 4/152)

ج) عن ابى الصديق الناجى عن ابى سعيد الخدرى ان رسول الله قال: يخرج فى آخر امتي المهدى يسقيه الله الغيث و تخرج الارض نباتها، و يعطى المال صحاحا، و تكثر الحاشية و تعظم الامة، و يعيش سبعا او ثمانيا يعنى حججا .(المستدرك على الصحيحين 4/557)

د) عن ابى سعيد الخدري عن رسول الله: لتملان الارض ظلما و عدوانا ثم ليخرجن رجل من اهل بيتى يملاها قسطا و عدلا كما ملئت ظلما و عدوانا .(ينابيع الموده: 431)

ذ) عن ابى سعيد الخدرى عن رسول الله: فيجى‏ء اليه الرجل فيقول: يا مهدي اعطنى . قال: فيحثي له فى ثوبه ما استطاع ان يحمله: (منتخب الاثر، ص 311، عن مصابيح السنه .)

ر) عن ابى سعيد عن رسول الله: منا الذى يصلى عيسى بن مريم خلفه .(الامام المهدى من الولادة الى الظهور، على محمد على دخيل، 121 .)

همچنين ر . ك

- تحفة الاحوذى/الامام الحافظ ابى العلى محمد عبدالرحمن بن عبدالرحيم، ج6، ص 484، باب 44، ما جاء فى المهدى.

- عون المعبود فى شرح سنن ابى داوود/علامه ابى الطيب محمد ثمن الحق العظيم آبادى، جزء 11، ص 361، ح 4259 الى 4265 .

- الفتاوى الحديثة/شهاب الدين ابن حجر الهيتمى، ص 37، مطلب فى ذكر الهدى و بعض علامات الساعة .

- كنز العمال فى سنن الاقوال والافعال/علاء الدين علي‏المتقى، ج 14، ص 389، ح 38651 الى 38709 .

- المهدى المنتظر/ابوالفضل عبدالله بن محمد بن الصديق الحسنى متوفى (1380 .)

- المصنف فى الاحاديث و الآثار/ابن ابى شيبة، ج 15، ص 196، ح 19484 به بعد .

- سنن ابن ماجة، ج 2/ص 29، باب خروج المهدى، ح 4082 الى 4088 .

- سنن ابى دائود، ج 4، ص 37، ح 4279 كتاب المهدى تا 4285 .

- سنن الترمذى، ج 4، ص 43، باب ما جاء فى المهدى، ح 2230- 2232 .

- المعجم الكبير/ابوالقاسم، سليمان بن احمد بن ايوب بن نصير اللخمى الطبرانى،ج 10،ص 55، ح 10213- 10230.

(6) الصواعق المحرقه، ص 249.